الشيخ البهائي العاملي
732
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
فرزندى كه خداى تعالى به تو داده ، و او آمين گفته باشد يا قول انشآء اللَّه تعالى . امّا اگر در حالت زاييدن آن زن ساكت بوده باشد و بعد از زاييدن انكار فرزندى آن فرزند كند مجتهدين را در اين مسئله دو قول است ، اقرب آن است كه انكار او در اين صورت موجب لعان مىشود . فصل دوم در كيفيّت لعان كردن و شروط آن بدانكه هر گاه شخصى به زن خود گويد كه : من ديدم كه شخصى با تو زنا مىكرد ، يا انكار فرزند او كند به شروطى كه مذكور شد و گواهى برمدّعاى خويش نداشته باشد حاكم شرع آن شخص را امر مىكند كه چهار مرتبه بگويد : « اشْهِدُ بِاللَّهِ انّيْ لَمِنَ الصَّادِقيْنَ فيما رَمَيْتُها بِه مِنَ الزِّنا » يعنى گواه مىگيرم خداى تعالى را كه من از راستگويانم در آنچه اين زن را انداختهام به آن از زنا كردن . و بعد از آنكه چهار نوبت اين قول را بگويد امر كند حاكم شرع كه بگويد كه : « انَّ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَيّ انْ كُنْتُ مِنَ الكاذبيْن » يعنى بهدرستى كه لعنت خداى برمن باد كه اگر من از دروغگويان باشم . و بعد از آنكه آن شخص چهار مرتبه اين قول بگويد آن زن را امر كند كه چهار نوبت بگويد : « أُشهد باللَّه إنّه لمن الكاذبين فيما رماني من الزنا » يعنى گواه مىگيرم خداى تعالى را كه شوهر من از دروغگويان است در آنچه انداخته مرا به آن از زنا كردن . و بعد از آنكه چهار نوبت اين قول را بگويد امر كند حاكم شرع او را كه بگويد : « انَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَىَّ انْ كانَ مِنَ الصَّادِقيْنَ » ؛ يعنى غضب خداى برمن باد اگر شوهر من در اين دعوا از راستگويان باشد . و هرگاه از لعان كردن فارغ شوند چهار امر ثابت مىشود : اوّل : ساقط شدن حدّ از شوهر و زن به سبب لعان كردن ، و اگر زن پيش از لعان كردن بميرد لعان ساقط مىشود و آن مرد از آن زن ميراث مىبرد ، امّا در اين صورت حدّ بر او